| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
خرده داستان
چشم ها
۱ پیرزن،نزديك مرد که رسید،ایستاد.سلام کرد. از داخل سبد شاخه گلی برداشت. به طرف او گرفت. مرد چند سکه به او داد. لبخند زنان گل را گرفت و بو کرد. پیرزن کمی خم شد و آهسته گفت:چقدر عشق به شما می آد. و رفت. چند دقیقه بعد همسر مرد آمد و كنار اونشست. مرد،گل را جلو روی اوگرفت:تو زیباترین چشمای دنیارو داری،عزیزم. زن زیر و بر گل رانگاه کرد.بویید.دستان مرد را محکم در دست گرفت. مرد نفس راحتی کشید.
۲
خیلی دلم می خواست وقتی دارم باهات حرف می زنم،تو چشمام نگاه کنی. مرد،دست دور کمر زن حلقه کرد.او را به طرف خود کشید. خیلی دلم می خواست از تو چشمام بفهمی چی می خوام. مرد شروع کرد به بوسیدن موهای زن. زن موهایش را کنار زد.مرد گردن او را بوسید. زن آه کشید. مرد سرک کشید:چیزی شده؟ زن بازویش را خواراند:نه.کارت رو بکن.
۳ می خواستم یه چیزی رو اعتراف کنم. زن، قلم را توی رنگ آبی زد و روی بوم حرکت داد:بگو.می شنوم. راستشو بخوای تو چشمای خیلی قشنگی داری. زن ،نیش خند زد. مرد بدون این که سر بالا بیاورد ادامه داد:چشمای درشت طوسی رنگ. و به نقطه ایی در دور دست خیره شد:این چشم ها هر کسی رو به طرف خودش می کشونه. مگه نه؟ منظورت چيه؟! منظور بدی نداشتم.فقط بدون که من ام چشمات رو خیلی دوست دارم.خیلی... زن قلم را کنار بوم گذاشت. دست پاک کرد و از جیب شلوار چند اسکناس در آورد و به او داد:کافیه؟ پشت بوم نشست. رو به مرد کرد که پول می شمرد:حالا قشنگ تر شدم.نه؟! مرد پول را در جیب گذاشت و بدون اینکه چیزی بگوید از اتاق بیرون رفت. زن،قلم مو را برداشت.آن را آغشته به همه ی رنگ ها کرد و مشغول رنگ آمیزی بوم شد:عوضی...
۴
خواهش مي كنم واسه يه بارم كه شده تو چشمام نگاه كن،بي انصاف. مرد، سر پايين انداخته بود. زن، بغضش تركيد:شد ۷ سال. مرد بغض فرو داد:تقصير خودته. فقط يه لحظه نگاه كن. اون بار ام همه چيز تو يه لحظه اتفاق افتاد. ولي اين دفعه فرق مي كنه. خوب تو يه لحظه قراره چي رو ببينم؟ تو نگاه كن. نه فايده نداره. خواهش مي كنم. باشه، ولي فقط يه لحظه. زن،ايستاد.خودش را مرتب كرد. مرد سر بالا آورد:تو؟! زن،اشك از گوشه ي چشمش جاري شد.سر تكان داد:منو بخشيدي؟ مرد سر پايين انداخت. زن،دست زير چانه ي او گذاشت.آن را بالا آورد:نه.ديگه نه. مرد مستقیم در چشمان زن نگاه کرد:دیر شده.دیر زن، سر پایین انداخت.
۵
تو چشماي من چي بود كه تو رو عاشق خودش كرد؟ مرد كمي از قهوه را نوشيد.به برجستگي سينه ي زن نگاه كرد. و به گردن بند الماسي كه به دور گردنش بود. پشت به صندلي زد و گفت:عشق. زن دست او را در دست گرفت:تو يه مرد كاملي. مرد دست او را بوسيد.آن را به گونه ماليد و در همان حال به زني كه روبرويش اشسته بود، چشمك زد.!
نويسنده:سهيل ميرزايي
تقديم به چشماني كه عشق را معني مي كند.
|+| نوشته شده توسط سهیل میرزایی در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 20:54 |
|
درباره وبلاگ
![]() سال هاست که می نویسم
اول برای دل خودم می نوشتم. حالا برا آدم ها و خودم می نویسم. آدم هایی که روح دارن و آدم تنها نیستن.در اين وبلاگ فقط داستان كوتاه كوتاه كوتاه (خرده داستان)خواهيد خواند. ولي انواع ادبي ديگر را،از جمله داستان بلند، داستان كودك و نوجوان،فيلم نامه و ..............هم مي نويسم. شايد اغراق باشد. باشد. خداوند توانايي و قوه ي تخيل بسيار قوي به من عطا كرده، طوري كه گاه در يك روز 20 تا 30 داستان هم نوشته ام.ولي افسوس و صد افسوس كه امثال من كم نيستند نويسندگاني كه هيزم زيادي جمع كرده اند و تنها منتظر يك جرقه هستند. يك جرقه. جرقه. شاید این جرقه زمانی از طریق همین کابل ها و امواج زده بشه. شاید. شاید؟! فقط اینو می دونم که یه روز این اتفاق می افته. کی و توسط کی؟ نمی دونم. اتفاق می افته. من،با توجه به توانای ای که خدا به ام داده حرف می زنم. و الا من ام یه آدمم مثل بقیه ی آدم ها. ناگفته نماند که تا الان 4کتاب داستان کوتاه کوتاه کوتاه، نوشته ام که توسط انتشارات افراز به طبع رسیده. 1- تو چی فکر می کنی؟ 2- به همین سادگی در بازار کتاب موجوده 3-از زندگیت راضی هستی؟ 4-کلاغی که خیلی پنیر داشت! مراحل آخر چاپ رو می گذرونه. چند مجموعه داستان دیگرو هم آماده ی چاپ دارم.می دونم و باور دارم که عدالت روزی در حق من اجرا می شه اون روز دیر نیست. روزی که همین نزدیکی ست. از خدا چیز زیادی نخواستم، فقط یه چیز زنده بودن بعد از مرگ!!!! به نظر شما چیز زیادی خواستم؟ برام دعا کنید. من ام برا شماها دعا می کنم. یا حق. www.soheil.mirzaee@gmail.com منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 آرشيو موضوعی
داستانپيوندهای روزانه
خط خطی های یک مدل اسلامیشیطان سرگردان عشق و دلدادگي عمو لي انجمن چوك توكاي مقدس بانوي مرداد 48 نياگارا(ترانه عليدوستي) کتاب خانه مجازی ادبیات داستانی چشنواره ایی برای داستان های جنگی کامران نجف زاده رسول يونان اسي آفلاين ژولیده نوشت)!(شیک و پیک نیوه مانگ علی الله سلیمی دانشجوهايي من تفکرات سر راهی پرومته در زنجیر گزارش نقد وبلاگ های ارزشی انجمن نویسندگان جوان( داستان های 55 کلمه ایی) نباید کسی را دوست داشت....همین منیرو روانی پور(کارگاه داستان) سکسکه دیوار سیاه و سفید درد واره ها سياه سپيد انجمن ادبی لرستان(حلقه جاودانگی) تاج مهر یه فنجون قهوه داغ کانون وبلاگ های ادبی پرشین بلاگ نازنین سراجی ققنوس عقاید یک دلقک خوابگرد شازده کوچولو دست نوشته های یک بیمار روانی هفتان آسمان من متیل وبلاگ داستانک نویسی گروهی رویا صادق احسان_دل گویه های من دیار رویا_محمد اکسیر پاتوق ادبی داستانك کافه داستان تازه های ادبی خلیل رشنوی آرشيو پیوندها پيوندها
عظيمدل نوشته های یک ذهن سیال داستان های کوتاه گل سرخ اشکان و روژان عقیق زمان بی کرانه(مهدی ابوترابی) دنياي پسرك تنها هورام شهريور زيتونويس خزعبلات عزيزاله خان راهنمای وبلاگ نویسی یونیفرم من فقط يك زن ...... از عناصر داستان تا نقد ادبي(نوا...كيميا) حلقه سه شنبه روايت پارسي نظام الدین مقدسی تناقض معتبر روز شادي روی هر قاصدکی که سپردم بر باد کیمیا نوبتی در عصر عصری در نوبت دل نوشته های یک دختر آریایی خدا تنها نیست رقيب خيالي دختر تبعيدي شب شعر باران كارگاه داستان هزار افسان book dl قدح(افغانستان) کتاب خوراک روح(مرجان) نویسندگان گمنام شب شرقی شيوانا راديو زمانه غزلكده golnasrin جاده بامداد سياه تندیس انجمن داستاني پرهيب كارگاه داستان هزار افسان آشو ذهن مخشوش گيندامهر سراي اهل قلم گارگاه مجازي ادبيات مزدور فرنگي داستان کوتاه من 88کلمه ایی همشهری مسافر دل نمک اينموريكس گرداب حرف هايي براي نگفتن برچسب وارگه(اليگودرز) عباس معروفي قزللو ترنم(جانوند) آساره نيش و سكوت و خلوت الهام باباخاني داستان هاي كوتاه من الاغي كه يونجه را مي فهميد پياده با خدا رشوه به فال گير ها مترسك ها ايستاده مي ميرند نادر ابراهيمي داستان كوتاه ديباچه جن و پري آدم و حوا حسن فرهنگي سيمرغ آريايي گروه وضعيت باراني ها فلان بن هيچكس گرداب نيمه سوخته(آيت دولتشاه) بي بي جان گوهر حلقه ادبي شب و تب سايت رودكي سفيد خواني سحر.داستانك گلاب.داستانك مجله داستان نويسي ديگه تمومه ثانيه ها.داستانك ياسين محمدي2 رویا بیژنی آرش رضایی اسد الله امرایی شاهکارهای ادبی گروه اینه اکنون میان دو هیچ سرفه ی تلخ زهرا نوری لغت نامه دهخدا بهاره خطيري فیلم نامه_بلاهیمی سپنتا-طنز عرفانه_دختر باروني مراقبه آسمان من کافه کنج و اينك زندگي.........از مالزي قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |