نویسنده:سهیل میرزایی
کت وشلوار و پیراهن تمیزی به تن کرد.
کفش های نویی را که تازه خریده بود از کمد در آورد.
مدتی به آنها نگاه کردو به کفش هایی که دائم به پاهایش بود.
لبخند زنان آنرا سر جایش گذاشت
و چرخ های ویلچر را به حرکت در آورد.
|
+| نوشته شده توسط سهیل میرزایی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 15:55 |
نویسنده:سهیل میرزایی
پسرک آدم برفی را فراموش کرده بود
که یکباره برف تابستانی شروع به باریدن کرد.
|
+| نوشته شده توسط سهیل میرزایی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 15:48 |