نویسنده:سهیل میرزایی
تو چکار میکنی؟
-اگه من یه روز بمیرم تو چکار میکنی؟
مرد روزنامه را ورق زد و گفت:این حرفا چیه میزنی؟!
-نه٫ حالا٫ واقعاْ چکار میکنی؟
مرد روزنامه را بست.به زن خیره شد.
زن کنار او نشست وبا طنازی گفت:نگفتی؟
مرد فکری کرد و گفت:خوب٫ منم خودم رو می کشم.
زن دست به هم زد و خنده کنان گفت:آه٫ عزیزم٫ دقیقاْ مثل رومئو و ژولیت
مرد چشمانش را تنگ کرد و با عصبانیت پرسید:با رومئو و ژولیت دیگه کجا آشنا شدی؟
زن از کنارش بلند شد و با کنایه گفت:تو مترو
|
+| نوشته شده توسط سهیل میرزایی در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 14:44 |
نویسینده:سهیل میرزایی
بازی
با عصبانیت گفت:حرف دهنت رو بفهم سارا.بفهم چی میگی
اگه یک کلمه حرف زیادی بزنی خودت می دونی
زن هراسان در اتاق را باز کرد و پرسید:چکار میکنی؟
دخترک عروسکش را بالا گرفت و گفت:دارم با سارا بازی میکنم.
|
+| نوشته شده توسط سهیل میرزایی در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 20:30 |